الملا فتح الله الكاشاني

217

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

ايشان از خانهاى خود بيرون دويدند چون آنجا رسيدند او را مقتول يافتند و ابن مسلمه با رفقاى خود از ايشان فرار نموده متوجه ملازمت پيغمبر ( ص ) شد و چون صبح بدميد خبر قتل كعب به آن حضرت رسانيد اصحاب از اين معنى شاد گشتند و حضرت ايشان را بحرب بنى النضير امر فرمود اصحاب متوجه آن صوب شدند و پيغمبر بايشان اعلام كرد كه چون غدر شما ظاهر شد از ديار من بيرون رويد اگر نه آمادهء حرب باشيد پس ده روز ايشان را امان داد ايشان بتهيهء سفر اشتغال نمودند و ابن ابى شخصى را پيش ايشان فرستاد كه از ديار خود مرويد و بقلاع خود متحصن باشيد كه با دو هزار كس از قوم خود معاون شمايم يهود بسخن آن منافقان مغرور گشته ياغى شدند و خبر به آن حضرت رسيده پانزده روز حصون ايشان را محاصره كرد و ايشان بواسطهء ترس و بيمى كه خداى در دل ايشان افكنده جلاء قبول كردند حضرت فرمود به شرط آن كه اسلحهء خود بگذاريد و آن مقدار اموال كه دواب شما تواند برگرفت با خود ببريد پس بر اينوجه قرار يافت مجاهد و قتاده روايت كرده‌اند كه در آن حال كه رسول بمدينه آمد بنى النضير با رسول صلح كردند كه نصرت وى كنند و كسى را با حرب وى امداد نكنند و چون روز بدر كه حق سبحانه مسلمانان را ظفر داد گفتند كه اين آن پيغمبر است كه مانعت و وصف او را در تورية خوانده‌ايم و او پيغمبر بحقست و هيچكس بر او غالب نشود و ظفر نيابد و چون روز احد وهنى بر مسلمانان بديد آمد گفتند اين آن پيغمبر نيست پس نقض عهد نموده آغاز عناد عداوت كردند كعب بن اشرف با چهل سوار به مكه رفت تا با قريش بر عداوت رسول عهد كنند ابو سفيان با چهل مرد از قريش و كعب اشرف با چهل يهود در مسجد الحرام نزد آستانهء كعبه بنشستند و عهد ببستند پس كعب بمدينه آمد و جبرئيل پيغمبر را از اينحال اخبار نمود و گفت امر الهى آنست كه كعب را بقتل رسانى رسول محمد بن مسلمه را بقتل وى امر فرمود او بطريقى كه مذكور شد وى را بكشت و بعد از آن لشگر را به زير حصن بنى النضير فرستاد ايشان را دهى بود كه آن را زهره گفتندى چون رسول آنجا رسيد ديد كه بر كعب نوحه ميكردند فرمود كه جلاى وطن كنيد گفتند همين قدر ما را بگذار تا تعزيت بداريم فرمود نگذارم پس ايشان ساز كارزار كردند و كسى را بمنافقان فرستادند ايشان گفتند كه شما از حصار بيرون نيائيد كه ما بمعاونت شما مىآييم اگر محمد با شما قتال كند ما با شمائيم و اگر شما را بيرون كند نيز با شما بيرون آئيم القصه چون رؤساى ايشان دانستند كه با رسول ( ص ) مقاومت نميتوان كرد طريق غدر پيش گرفتند و شخصى را نزد آن حضرت فرستادند كه با سى مرد به اينجا متوجه شو تا ما نيز سى مرد نزد شما فرستيم و آنچه صلاح ايشان بدان قرار گيرد بر آن عمل كنيم و اگر اين سى مرد ايمان آرند ما نيز ايمان آريم رسول ( ص ) با سى مرد به آن جانب توجه فرمود ايشان سى مرد از جملهء احبار خود نزد رسول فرستادند و چون اصحاب پيغمبر را بديدند با يكديگر گفتند كه حيلهء كه موجب